سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رگ روح

رگ روح
لینک دوستان

 


دوستان عزیز کنکورنزدیکه ومنم مثل بقیه به شدت درگیرم،


سعی میکنم وبلاگمو به روز نگه دارم وچند روزی یه بار بهش سر میزنم وجواب نظراتتونو میدم،


علت غیبت های طولانیم همینه،بی معرفت نیستم.


 


 


 


التماس دعا


[ چهارشنبه 13/2/91 ] [ 6:1 عصر ] [ سکورا ]

 


نویسنده:حسین حقّانی زنجانی


روح


روح، موجودی مجرد است و جسم و قابل قسمت نیست و حیات و فعالیت اعضای بدن، به او متکی است. واژه روح در قرآن در سوره‏ها و آیات متعددی تکرار شده است و متبادر از آن، همان موجودی است که مبدأ حیات و زندگی است و آن را منحصر به انسان و یا انسان و حیوان ننموده است، بلکه آن را در غیر انسان و حیوان نیز اثبات نموده است مثل آیه مبارکه: "...فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجابا فَأَرْسَلْنا اِلَیها رُوحَنا"1. "..مریم میان خود و آنان حجابی افکند و در این هنگام، ما روح خود را به سوی او فرستادیم". 
و آیه مبارکه: "وَ کَذلِکَ أَوْحَینا اِلَیکَ رُوحا مِنْ أَمْرِنا"2. "همان‏گونه(که بر پیامبران پیشین، وحی فرستادیم) بر تو نیز روحی را به فرمان خود وحی کردیم". و آیات دیگر. پس برای روح، مصداقی در انسان هست و مصداق‏های دیگری نیز در برخی موجودات دیگر. این دو آیه و آیات دیگر به صراحت دلالت بر وجود روح در انسان و برخی موجودات دیگر غیر از انسان به معانی مختلف وجود دارد از جمله آیاتی که به صراحت دلالت بر این دارد که مراد از روح، تنها روح انسانی است، آیه مبارکه زیر است: 
"یسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی ."از تو (ای پیامبر) راجع به روح می‏پرسند، بگو روح از کار خدا است و به شما جز اندکی از علم داده نشده است". در این آیه گرچه روح، مطلق آورده شده و لکن از قرائن موجود در آیه، استفاده می‏شود که مراد از روح مورد سؤال، روح انسانی است که به امر خدا انجام گردیده است. بنابر عقیده بیشتر مفسّران در آیه بالا روح به معنای روان و عامل حیات به‏کار رفته است. مفسّر بزرگ اهل سنت "شیخ ابوالفتوح رازی" در تفسیر "روح‏الجنان". در ضمن بیان اقوالمختلف در مورد مفهوم و معنای روح می‏گوید: "آنچه در این آیه مورد سؤال قرار گرفته، روح آدمی است که قوام حیات به آن است و آدمی به آن زنده و با فقدان آن انسان زنده نمی‏ماند".


ادامه مطلب...


[ شنبه 2/2/91 ] [ 10:32 صبح ] [ سکورا ]

                           هان انجمن شد برتخت اوی/


                                            از آن بر شده فره بخت اوی/


                            به جمشید برگوهر افشاندند/


                                              مرآنروز راروز نوخواندند/


                             سرسال نوهرمز فروردین/


                                                 برآسوده از رنج تن دل زکین/


                             به نوروز نوشاه گیتی فروز/


                                                  برآن  تخت بنشست فیروزروز/


                                بزرگان به شادی بیاراستند/


                                                     می ورود ورامشگران خواستند.


سفره هفت سین


دوستان عزیزفرارسیدن نوروز باستانی،سال 1391خورشیدی رو پیشاپیش تبریک عرض میکنم.


 


 




[ شنبه 27/12/90 ] [ 4:38 عصر ] [ سکورا ]

آیا تا کنون این مرد را درخواب دیده اید؟


شاید در ابتدا کمی‌ عجیب به نظر برسد، اما اگر شما یا یکی از نزدیکانتان چهره این مرد را در خواب دیده باشید،شما هم جزء


 هزاران نفری هستید که در سرتاسر جهان از ایران گرفته تا آمریکا و... این مرد رادر رویاهایشان مشاهده کرده اند!



این،
ماجرا آنقدر جالب و همه گیر بود که حتی سایتی هم با عنوان این مرد راه اندازی شدوتمامافرادی که تجربه دیدن این فرد را داشته‌اند به بحث واظهارنظردر موردخواب ورویاهایشان ،در مورد این آقای مرموز پرداخته اند. ادامه مطلب...


[ شنبه 20/12/90 ] [ 1:48 عصر ] [ سکورا ]

«روح عاشق هیچگاه در خانه نیست.»/کارل فریدریش ویلهلم واندر


sdfewr


«اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم.... و از عشق بی‌بهره باشم طبل میان‌تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیب‌دانی و پیش‌گویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو دانش را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوه‌ها را به رفتار آورم و از عشق بی‌بهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بی‌بهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید.عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمی‌زند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمی‌آید و اندیشه شر نمی‌کند و از بی‌عدالتی خشنود نیست اما با حقیقت و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل می‌کند همه چیز را باور می‌کند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمی‌افتد اما پیشگویی ‌ها همه شکست می‌خورند و زبان‌ها همه قطع می‌شوند و دانش‌ها در غبار زمان پنهان می‌شوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد انچه می‌ماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.»/پائولو کوئیلو


sdfsdf


«آن شنیدم که عاشقی جان‌باز// وعـظ گفتی به‌خطـه شیراز//ناگهـان روستائیـی نـادان//خالی از نور دیده و دل و جان//ناتراشیده هیـکل و ناراست// همچو غولی از آن میان برخاست//گفت ای مقتـدای اهل سخــن//غـم کارم بخـور که امشب مـن//خـرکی داشتم چگونه خری//خری آراسته به‌هرهنری//یک دم آوردم آن سبک رفتار//بـه‌تفرج میانه بازار//ناگهانش زمن بدزدیدند//زین جماعت بپرس اگر دیدند//پیر گفتا بدو که‌ای خرجو//بنشین یک زمان و هیچ مگـو//پس ندا کرد سوی مجلسیان//که اندرین طایفه ز پیر و جوان//هرکه با عشق در نیامیــزد//زین میانه به‌پای برخیزد//ابلهـی همچو خــر کریه‌لقا//زود برجست از خـری برپـا//پیر گفتش توئی که در یاری//دل نبستی به‌عشـق؟ گفت آری//بانگ برداشت گفت ای خـردار//هان خرت یافتـم بیار افسار»/عراقی


[ پنج شنبه 11/12/90 ] [ 12:14 عصر ] [ سکورا ]

نظر افلاطون در مورد روح


شسیشسی


افلاطون گفته روح دایره است،و من دایره های روحم را کشف کردم! پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم،در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند، و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود، نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم.همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم، و گاهی اوقات نداریم! گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند، ... به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند.نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد،و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود،حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی...


ضصیضصی


 در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول ممکن است باعث شود راهت را گم کنی، یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را ازدست بدهی گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی،به همین دلیل بسیار مهم است،که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند،حتی گاهی بیشتر از آنچه که خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی.


[ دوشنبه 1/12/90 ] [ 3:59 عصر ] [ سکورا ]

تناسخ       ترس


بر اساس مکتب پیامبران الهى با مرگ انسان روح انسان از بدنش جدا شده و به عالم برزخ منتقل میشودو در آنجا، به حیات خود ادامه مى دهد. اگرروح انسان درستکارباشد به پاداش اعمال خوب خود در آن عالم متنعم مى شود و اگر از بدان باشد به کیفر کارهاى ناپسند خود مى رسد، طبق مکتب پیامبران (ص )،قضاى الهى بر این است که روح بشر پس از مرگ ، دوباره به دنیا برنمیگردد و زندگى جدیدى را در این جهان آغاز نمیکند،بلکه دربرزخ بماند تا قیامت . چندقرن پیش  در هندوستان نظریه اى به نام تناسخ طرح شد که از عود مجدد ارواح و بازگشت مکررشان به دنیا سخن مى گفت . این نظریه با گذشت زمان، رفته رفته ادامه مطلب...


[ پنج شنبه 20/11/90 ] [ 4:46 عصر ] [ سکورا ]

   آیا تاکنون نام ویا یا تخته احضار روح را شنیده‌اید؟ تخته و یا کاغذی که روی آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضی از انسان‌ها از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار می‌‌کنند. بعضی‌ها اصلا قدرت این تخته را واقعی نمی‌‌دانند و به آن اعتقادی ندارند ولی بعضی‌ها معتقدند ویا واقعا می‌‌تواند روح را به محل مورد‌نظر بکشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد. ویا از دو کلمه (وی) که به زبان فرانسه به معنای (بله) است و (یا) که در زبان آلمانی به همین معنا می‌‌باشد، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است که روح اغلب با اشاره به کلمه (بله) یا (خیر) که روی این تخته نوشته شده است، به احضار کننده پاسخ می‌‌دهد. نظریه‌ها درباره تخته ویا متفاوت است. برخی می‌‌گویند این وسیله بی‌‌نهایت خطرناک است و می‌‌تواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته دیگر از مردم معتقدند ویا تنها زمانی خطرناک می‌‌شود که افراد بی‌‌تجربه و بی‌‌اطلاع با آن به احضار روح بپردازند و مدیوم ‌های مجرب می‌‌توانند از این وسیله استفاده‌های خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم می‌‌گویند ویا هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی نمیرساند.


ویا


ولی کدام دسته درست می‌‌گویند؟ واقعیت این است که شصت و پنج درصد کسانی که از این وسیله استفاده کرده‌اند از کار خود پشیمان هستند. تقریبا تمام رهبران مذهبی دنیا با هر دین و مذهبی شدیدا مخالف احضار روح و به ویژه استفاده ازویا هستند و بسیاری از محققین مسائل ماوراءالطبیعه نیز تخته ویا را وسیله‌ای خطرناک می‌‌دانند،که مردم باید به شدت از آن اجتناب کنند. (براد استینجر) یکی از سرشناس‌ترین نویسندگان موضوعات متافیزیکی موکدا اظهار می‌‌دارد که کسی نباید از تخته ویا استفاده کند و یا حتی آن را در خانه خود نگه دارد. 


(دیل کاکزمارک) موسس سازمان تحقیقات مربوط به روح می‌‌گوید: قویا توصیه می‌کنم که از ویا استفاده نکنید.و در مقاله ی ویا اسباب‌بازی نیست، اظهار می‌دارد که در اغلب مواقع ارواحی که از طریق ویا با انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، ارواح خبیث و گناهکار هستند.


ویبا
 (هانس هانرر) یکی از محترم‌ترین و معروف‌ترین محققان مسائل ماوراءالطبیعه در کتاب خود تحت عنوان: تخته ویا؛ دریچه‌ای به سوی مکنونات،نسبت به  استفاده از ویا هشدار می‌دهد و می‌نویسد:به آن دسته از کسانی که می‌خواهند تخته ویا را به خانه ببرند و به احضار روح بپردازند، نصیحت می‌کنم در تصمیم خود تجدیدنظر کنند، زیرا همیشه این امکان وجود دارد (هر چند اندک) که شخص احضارکننده آماتور در حقیقت یک مدیوم باشد و خود از این موضوع اطلاع نداشته باشد. در این صورت این تخته، وسیله ساده‌ای بر احضار واقعی روح می‌شود. روحی که بعدها تمام شخصیت آن مدیوم را در دست می‌گیرد و در شرایط خاصی در جسم او حلول می‌کند و در این هنگام هیچ کنترلی در دست خود آن مدیوم نیست و هر اتفاقی امکان‌پذیر است.


[ دوشنبه 17/11/90 ] [ 4:29 عصر ] [ سکورا ]

روح


اصطلاحی در علوم دینی و فلسفی است راجع به همه موجودات (نه فقط انسان و موجودات زنده از دیدگاه زیست شناسی). بسیاری از ادیان معتقدند که روح در مقابل جسم، یعنی قسمت غیرمادی یک موجود است. و این که هر موجود یک روح دارد.


روح


انواع روح


روح سرگردان: وقتی که روح از راهِ واسطه قرار دادنِ بدن یعنی از راهِ چشم و یا گوش یا حسِّ دیگری به چیزی توجه می کند، در این حال بدن، آن را به طرفِ چیزی می کشاند که هرگز به یک حال باقی نیست و در نتیجه ی این تماس، روح سرگردان می شود و گمراه می گردد و مانند مستی، تعادلِ خود را می بازد... اما موقعی که روح مستقیما و در خودش درباره ی چیزی به جستجو می پردازد، در این صورت فقط به آن چه پاک و ابدی است و همیشه به یک حال می ماند، آگاه می گردد و چون به آن چه دریافته است قرابت دارد. اگر سعادتش یاری کند در نزدِ آن باقی می ماند و در نتیجه سرگردانی اش به پایان می رسد و آرامش خود را باز می یابد و در سایه ی تماس با آن چه دریافته است، خود نیز همیشه در یک حال و یکسان باقی می ماند. این وضع و حالتی که روح در چنین موقعی به خود می گیرد، همان است که تفکر نام دارد.


روح سعادتمند: روح اگر از بدن مستقل و فارغ بماند و چیزی از بدن دامنش را نگیرد و پیوسته از بدن گریزان و دائما به خود مشغول باشد یعنی حقیقتا در جستجوی حقیقت بوده و در این فکر باشد که مرگ را با آغوش باز بپذیرد. چنین روحی پس از مرگ به مکانی که از هر حیث به خود او شبیه است، یعنی به جایی نامریی و الهی و ابدی روی می نهد و در آنجا به سعادت می رسد و از اشتباه و نادانی و ترس و شهوت و همه ی نواقص و بدی های طبیعتِ بشری آزاد می گردد و چنان که آشنایان به اسرار می گویند، در جوار خدا به زندگی ادامه می دهد.


وجود روح


قبل از تولّد


این مساله پر اختلاف‌ترین مساله در مورد وجود روح است. گروهی از مسلمانان به عالم ارواح قبل از خلقت آدم و عالم ذر قبل از تولد اعتقاد دارند.


در حین زندگی 


زیست شناسان حیات را با علایم 6 گانه? حیاتی می‌شناسند. اما در مورد رابطه? روح با حیات حرفی نمی‌زنند. این گروه ممکن است معتقد به بازگشت روح باشند. یعنی فردی مدّتی حدود چند ساعت علایم حیاتی نشان نمی‌دهد. سپس دوباره علایم حیاتی نشان می‌دهد



  1. عدّه‌ای حیات را با تکیه بر تعریف زیست شناسان ماشینی معرفی می‌کنند و به وجود روح (بعد غیر مادی) اعتقاد ندارند، و معتقدند انسان پس از مرگ نابود می‌شود.

  2. عده‌ای معتقدند روح عامل حیات در این عالم است.


بعد از مرگ



  1. عدّه‌ای حیات را با تکیه بر تعریف زیست شناسان ماشینی معرفی می‌کنند و به وجود روح (بعد غیر مادی) اعتقاد ندارند، و معتقدند انسان پس از مرگ نابود می‌شود.

  2. معاد یعنی جسم پس از مرگ نابود می‌شود. اما روح به نوعی زندگی (مانند برزخ) ادامه می‌دهد تا در روز قیامت اعمالش مورد قضاوت و پاداش و مجازات قرار گیرد. این عقیده در بسیاری ادیان بزرگ مثل ادیان ابراهیمی شایع است.

  3. تناسخ یعنی روح پس از مرگ به جسم فرد دیگری منتقل می‌گردد.


این سه عقیده با یکدیگر در تضاد اند


[ سه شنبه 11/11/90 ] [ 2:4 عصر ] [ سکورا ]

«انتخاب» دشوارترین لحظات برای انسان است.وقتی «لحظه ی انتخاب»


فرا می رسد،وسوسه ها و تردید ها به سراغ تو می آیند،وآن«جلوه»ای را که در یک «برق معنویت» دیده ای،از نظر و نگاهت محو می سازند.


«چگونه بودن» یکی از همین انتخاب های دشوار است.


شخصیت تو گاهی در گرو همین تصمیم ها و برگزیدن هاست.


این تویی که خمیر مایه ی «هستی» خود را،با دو دستِ «انتخاب» خویش،شکل می دهی و می سازی.


یک شب،در خلوت خویش،رو به آیینه حقیقت بنشین وبا خودت،
بی واسطه و بی ریا حرف بزن.تو کیستی؟چیستی؟کجایی؟
چه می کنی؟چگونه ای؟


تو مختاری؛پس ناچار باید انتخاب کنی.بزرگی آدم ها به بزرگی 
انتخاب های آنهاست.تو می خواهی بزرگ باشی یا کوچک؟


این دیگر با خودِ توست،اما این را هم بدان که انتخاب تو همواره با توست،


[ یکشنبه 9/11/90 ] [ 4:54 عصر ] [ سکورا ]
درباره وبلاگ
آرشیو مطالب



امکانات وب
مرجع خریدفروش صنعتی بک لینک فا