|
رگ روح | ||||||
|
دوستان عزیز کنکورنزدیکه ومنم مثل بقیه به شدت درگیرم، سعی میکنم وبلاگمو به روز نگه دارم وچند روزی یه بار بهش سر میزنم وجواب نظراتتونو میدم، علت غیبت های طولانیم همینه،بی معرفت نیستم.
التماس دعا [ چهارشنبه 13/2/91 ] [ 6:1 عصر ] [ سکورا ]
[ شنبه 2/2/91 ] [ 10:32 صبح ] [ سکورا ]
هان انجمن شد برتخت اوی/ از آن بر شده فره بخت اوی/ به جمشید برگوهر افشاندند/ مرآنروز راروز نوخواندند/ سرسال نوهرمز فروردین/ برآسوده از رنج تن دل زکین/ به نوروز نوشاه گیتی فروز/ برآن تخت بنشست فیروزروز/ بزرگان به شادی بیاراستند/ می ورود ورامشگران خواستند.
دوستان عزیزفرارسیدن نوروز باستانی،سال 1391خورشیدی رو پیشاپیش تبریک عرض میکنم.
[ شنبه 27/12/90 ] [ 4:38 عصر ] [ سکورا ]
[ شنبه 20/12/90 ] [ 1:48 عصر ] [ سکورا ]
«روح عاشق هیچگاه در خانه نیست.»/کارل فریدریش ویلهلم واندر
«اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم.... و از عشق بیبهره باشم طبل میانتهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیبدانی و پیشگویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو دانش را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوهها را به رفتار آورم و از عشق بیبهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بیبهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید.عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمیزند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمیآید و اندیشه شر نمیکند و از بیعدالتی خشنود نیست اما با حقیقت و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل میکند همه چیز را باور میکند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمیافتد اما پیشگویی ها همه شکست میخورند و زبانها همه قطع میشوند و دانشها در غبار زمان پنهان میشوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد انچه میماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.»/پائولو کوئیلو «آن شنیدم که عاشقی جانباز// وعـظ گفتی بهخطـه شیراز//ناگهـان روستائیـی نـادان//خالی از نور دیده و دل و جان//ناتراشیده هیـکل و ناراست// همچو غولی از آن میان برخاست//گفت ای مقتـدای اهل سخــن//غـم کارم بخـور که امشب مـن//خـرکی داشتم چگونه خری//خری آراسته بههرهنری//یک دم آوردم آن سبک رفتار//بـهتفرج میانه بازار//ناگهانش زمن بدزدیدند//زین جماعت بپرس اگر دیدند//پیر گفتا بدو کهای خرجو//بنشین یک زمان و هیچ مگـو//پس ندا کرد سوی مجلسیان//که اندرین طایفه ز پیر و جوان//هرکه با عشق در نیامیــزد//زین میانه بهپای برخیزد//ابلهـی همچو خــر کریهلقا//زود برجست از خـری برپـا//پیر گفتش توئی که در یاری//دل نبستی بهعشـق؟ گفت آری//بانگ برداشت گفت ای خـردار//هان خرت یافتـم بیار افسار»/عراقی [ پنج شنبه 11/12/90 ] [ 12:14 عصر ] [ سکورا ]
[ دوشنبه 1/12/90 ] [ 3:59 عصر ] [ سکورا ]
[ پنج شنبه 20/11/90 ] [ 4:46 عصر ] [ سکورا ]
آیا تاکنون نام ویا یا تخته احضار روح را شنیدهاید؟ تخته و یا کاغذی که روی آن حروف الفبا نوشته شده است و بعضی از انسانها از طریق آن با ارواح صحبت و آنها را احضار میکنند. بعضیها اصلا قدرت این تخته را واقعی نمیدانند و به آن اعتقادی ندارند ولی بعضیها معتقدند ویا واقعا میتواند روح را به محل موردنظر بکشاند و انسان به واقع قادر است با ارواح ارتباط برقرار و حتی از آنها اطلاعات بگیرد. ویا از دو کلمه (وی) که به زبان فرانسه به معنای (بله) است و (یا) که در زبان آلمانی به همین معنا میباشد، گرفته شده است. وجه تسمیه این وسیله به این خاطر است که روح اغلب با اشاره به کلمه (بله) یا (خیر) که روی این تخته نوشته شده است، به احضار کننده پاسخ میدهد. نظریهها درباره تخته ویا متفاوت است. برخی میگویند این وسیله بینهایت خطرناک است و میتواند مدخلی برای ورود ارواح خبیث و ماندگار شدن آنها در خانه ما شود. دسته دیگر از مردم معتقدند ویا تنها زمانی خطرناک میشود که افراد بیتجربه و بیاطلاع با آن به احضار روح بپردازند و مدیوم های مجرب میتوانند از این وسیله استفادههای خوبی ببرند و بالاخره دسته سوم میگویند ویا هیچ خطری ندارد و ضرری نیز به کسی نمیرساند.
ولی کدام دسته درست میگویند؟ واقعیت این است که شصت و پنج درصد کسانی که از این وسیله استفاده کردهاند از کار خود پشیمان هستند. تقریبا تمام رهبران مذهبی دنیا با هر دین و مذهبی شدیدا مخالف احضار روح و به ویژه استفاده ازویا هستند و بسیاری از محققین مسائل ماوراءالطبیعه نیز تخته ویا را وسیلهای خطرناک میدانند،که مردم باید به شدت از آن اجتناب کنند. (براد استینجر) یکی از سرشناسترین نویسندگان موضوعات متافیزیکی موکدا اظهار میدارد که کسی نباید از تخته ویا استفاده کند و یا حتی آن را در خانه خود نگه دارد. (دیل کاکزمارک) موسس سازمان تحقیقات مربوط به روح میگوید: قویا توصیه میکنم که از ویا استفاده نکنید.و در مقاله ی ویا اسباببازی نیست، اظهار میدارد که در اغلب مواقع ارواحی که از طریق ویا با انسانها ارتباط برقرار میکنند، ارواح خبیث و گناهکار هستند.
[ دوشنبه 17/11/90 ] [ 4:29 عصر ] [ سکورا ]
روح اصطلاحی در علوم دینی و فلسفی است راجع به همه موجودات (نه فقط انسان و موجودات زنده از دیدگاه زیست شناسی). بسیاری از ادیان معتقدند که روح در مقابل جسم، یعنی قسمت غیرمادی یک موجود است. و این که هر موجود یک روح دارد.
انواع روح روح سرگردان: وقتی که روح از راهِ واسطه قرار دادنِ بدن یعنی از راهِ چشم و یا گوش یا حسِّ دیگری به چیزی توجه می کند، در این حال بدن، آن را به طرفِ چیزی می کشاند که هرگز به یک حال باقی نیست و در نتیجه ی این تماس، روح سرگردان می شود و گمراه می گردد و مانند مستی، تعادلِ خود را می بازد... اما موقعی که روح مستقیما و در خودش درباره ی چیزی به جستجو می پردازد، در این صورت فقط به آن چه پاک و ابدی است و همیشه به یک حال می ماند، آگاه می گردد و چون به آن چه دریافته است قرابت دارد. اگر سعادتش یاری کند در نزدِ آن باقی می ماند و در نتیجه سرگردانی اش به پایان می رسد و آرامش خود را باز می یابد و در سایه ی تماس با آن چه دریافته است، خود نیز همیشه در یک حال و یکسان باقی می ماند. این وضع و حالتی که روح در چنین موقعی به خود می گیرد، همان است که تفکر نام دارد. روح سعادتمند: روح اگر از بدن مستقل و فارغ بماند و چیزی از بدن دامنش را نگیرد و پیوسته از بدن گریزان و دائما به خود مشغول باشد یعنی حقیقتا در جستجوی حقیقت بوده و در این فکر باشد که مرگ را با آغوش باز بپذیرد. چنین روحی پس از مرگ به مکانی که از هر حیث به خود او شبیه است، یعنی به جایی نامریی و الهی و ابدی روی می نهد و در آنجا به سعادت می رسد و از اشتباه و نادانی و ترس و شهوت و همه ی نواقص و بدی های طبیعتِ بشری آزاد می گردد و چنان که آشنایان به اسرار می گویند، در جوار خدا به زندگی ادامه می دهد. وجود روحقبل از تولّداین مساله پر اختلافترین مساله در مورد وجود روح است. گروهی از مسلمانان به عالم ارواح قبل از خلقت آدم و عالم ذر قبل از تولد اعتقاد دارند. در حین زندگیزیست شناسان حیات را با علایم 6 گانه? حیاتی میشناسند. اما در مورد رابطه? روح با حیات حرفی نمیزنند. این گروه ممکن است معتقد به بازگشت روح باشند. یعنی فردی مدّتی حدود چند ساعت علایم حیاتی نشان نمیدهد. سپس دوباره علایم حیاتی نشان میدهد
بعد از مرگ
این سه عقیده با یکدیگر در تضاد اند [ سه شنبه 11/11/90 ] [ 2:4 عصر ] [ سکورا ]
«انتخاب» دشوارترین لحظات برای انسان است.وقتی «لحظه ی انتخاب» فرا می رسد،وسوسه ها و تردید ها به سراغ تو می آیند،وآن«جلوه»ای را که در یک «برق معنویت» دیده ای،از نظر و نگاهت محو می سازند. «چگونه بودن» یکی از همین انتخاب های دشوار است. شخصیت تو گاهی در گرو همین تصمیم ها و برگزیدن هاست. این تویی که خمیر مایه ی «هستی» خود را،با دو دستِ «انتخاب» خویش،شکل می دهی و می سازی. یک شب،در خلوت خویش،رو به آیینه حقیقت بنشین وبا خودت، تو مختاری؛پس ناچار باید انتخاب کنی.بزرگی آدم ها به بزرگی این دیگر با خودِ توست،اما این را هم بدان که انتخاب تو همواره با توست، [ یکشنبه 9/11/90 ] [ 4:54 عصر ] [ سکورا ]
|
| |||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||